تبليغاتX
به همین سادگی
 

از نوشتن خیلی فاصله گرفتم

اما این روزها همه داشته هام اومدم لبه پرتگاه مغزم و اصرار دارن که پاشیده شن روی کاغذی ٬ جایی ....

اینکه تا لپ تاپ نباشه نمیتونم بنویسم که بهونه ی واضحی هست اما نمیدونم چطوری بنویسم از کجا شروع کنم

اصلن چی شد که من به تناسخ فکر کردم ؟

اولین اتفاق اولین جرقه دقیقا" چه زمانی بود ؟

نوشتن آسون نیست و اینکه فقط ثبت و رو کاغذ آوردن و در اشتراک گذاشتن نیست بعد از اون تازه شروع مشکلات بعدی هست و اینکه ممکنه چقدر مورد بازخواست قرار بگیرم....

تو باشگاه که هستیم هر وقت یه حرکتی آسون پیش میره بدون اینکه جاییت درد بیاد یعنی داری حرکت رو غلط میری ! و فقط زمانی که انجامش سخت میشه و نقاطی از بدنت درد میگیره نشون دهنده ی درست انجام شدنش ِ !

زندگی درست مثل ِ بدن می مونه.... درسته ؟

 

+ یکشنبه 2 بهمن1390 23:53 نمو |

 



m0zhgan musiC