احساس من این است
که سرآغاز روز از آنجاییست
که صدای بوق های تلفن
خبر از صدای تو میدهد
حتی اگر دو ُ چهل و هشت دقیقه ی بعد از ظهر باشد ....
میدانم
آنقدر تکرار میکنی
تا
دیگر تکرار نشود
اما عزیز ...
کاش میدانستی
بی این همه ایضا" که میگذاری
هم
تکرار نمیشد !!!
ما از بعضی چیز هایی که میگوییم ٬ بیزار نیستیم
فقط کمی میترسیم !
مثل من
از
غ ر و ر !!!!!
دوش گرفتن بهانست ...
طاقت این همه سکوت را نداشتم
که فقط با یک جمله شکسته میدشد!!!
این کم لطفیا از ماست؟ : ـ
نه اختیار دارین ...از ماست ٬ که بر ماست ! : ـ
اون "شاید " ِ آرزو ٬ من بودم نه تو ٬ اما .......
قربون ِ گاو که نمیگه من میگه مــــــا !!
میدونی! راستیتش هنوز بیدارم! خوابم نبرده!
هوا درست مثل هوای اون روزهای ابتدایی ِ ......
گرگ ُ میش ِ صبح ....
راست میگه
شاید خسته باشم
اما من از جزئیات خستم
دوست دارم کلّی حرف بزنم
مثلا" اینکه :
" دیگه هیچ چیز نمیخوام ! "
خدا رو چه دیدی / شاید با تو باشم / شاید با نگاهت / از این غم رها شم
حدا رو چه دیدی ... / شاید غصه رد شد / دلم زاه ُ رسم ِ این عشق ُ بلد شد
هنوز بی قرارم / به یاد نگاهت / نشستم توو باروون / بازم چشم به راهت /
خدا رو چه دیدی ... / تو شاید بمونی .... / شاید غصه هام ُ توو چشمام بخونی ... /
خدا رو چه دیدی ...... / شاید دل سپردی / شاید عشقمون ُ تو از یاد نبردی /
هنوز بی قرارم / به یاد نگاهت / نشستم توو باروون / بازم چشم به راهت /
+ جدی نگیرید ....
بگذارید پای این گرفتگی های گاه به گاه !
ـ رضا صادقی
به این فکر کردم
که پارسال کجا بودم
و
امسال کجا هستم ...
خدایا
ممنون بابت جایی که ایستادم ![]()
دعا کرد گفتم ٬ آمیـــــــن
د عا کردم .......گفت .آمـــیــــن .....
+ خداوند ان شاالله همه ما رو عاقبت به خیر کنه .